
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ گزارش اخیر وبسایت خبری آکسیوس، که بر اساس یافتههای کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی آمریکا-چین تهیه شده، زنگ خطر را برای نظم لیبرال بینالمللی به صدا درآورده است. این گزارش ادعا میکند چین به رهبری شی جین پینگ، فعالانه در حال "ساخت نظم جهانی جایگزین" است که در آن پکن در مرکز قرار دارد و توسط مجموعهای از کشورهایی مانند ایران، روسیه و کره شمالی حمایت میشود. این ادعا صرفاً هشداری ژئوپلیتیکی نیست، بلکه نشاندهنده تغییر پارادایم بالقوه در ساختار قدرت جهانی و دههها پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته است.
نظم جایگزین چین بدون حمایت متحدان کلیدی آن قابل تصور نیست
چشمانداز چین برای نظم نوین جهانی، صرفاً واکنشی به هژمونی غرب نیست، بلکه چارچوبی جامع و چندلایه است که بر اساس مجموعهای از ابتکارات راهبردی بنا شده است. جدیدترین و مهمترین این ابتکارات، ابتکار حکمرانی جهانی (GGI) است که توسط شی جینپینگ در نشست سازمان همکاری شانگهای (SCO) در سپتامبر معرفی شد. این ابتکار، سه طرح قبلی چین یعنی ابتکار امنیت جهانی (GSI)، ابتکار توسعه جهانی (GDI) و ابتکار تمدن جهانی (GCI) را تکمیل کرده و چارچوب کلی برای به چالش کشیدن نظم موجود ارائه میدهد.
اصول اساسی ابتکار حکمرانی جهانی بر مفاهیمی همچون "برابری حاکمیتی"، "چندجانبهگرایی" و "حکمرانی مردممحور" استوار است و به طور مشخص "کسری حکمرانی جهانی" و عدم نمایندگی کافی جنوب جهانی" در نهادهای بینالمللی را نقد میکند . چین در این راستا، به جای تخریب کامل ساختارهای موجود، به دنبال ایجاد نهادهای موازی و جایگزین است.
تأسیس سازمان بینالمللی میانجیگری (IOMed) در هنگکنگ، که به عنوان مکملی برای مکانیسمهای حل اختلاف موجود عمل میکند و پیشنهاد ایجاد سازمان همکاری جهانی هوش مصنوعی (WAICO) برای جلوگیری از انحصار فناوری، نمونههای بارزی از این رویکرد دوگانه (اصلاح و ساخت) هستند. این راهبرد به چین اجازه میدهد تا ضمن حفظ ظاهری پایبندی به قوانین بینالمللی، به تدریج نفوذ خود را گسترش داده و مشروعیت نهادهای تحت رهبری غرب را تضعیف کند.
نظم جایگزین چین بدون حمایت متحدان کلیدی آن قابل تصور نیست. همکاری فزاینده میان چین، روسیه، ایران و کره شمالی (محور CRINK)، ستون فقرات این ائتلاف نوظهور را تشکیل میدهد. این چهار کشور با وجود نابرابریهای قابل توجه در قدرت اقتصادی و نظامی، با هدف مشترک به چالش کشیدن نفوذ آمریکا و غرب، به یکدیگر نزدیک شدهاند.
این محور، قدرتی قابل توجه را نمایندگی میکند؛ بیش از یک پنجم جمعیت جهان، یک چهارم تولید ناخالص داخلی جهانی و بیش از نیمی از کل توان هستهای جهان را داراست. جنگ اوکراین به عنوان کاتالیزور برای گسترش همکاریها عمل کرده است. در این میان، چین با ارائه حمایت اقتصادی و صادرات کالاهای دوگانهمصرف، نقش لنگرگاه این محور را ایفا میکند. افزایش چشمگیر رزمایشهای نظامی مشترک میان اعضای CRINK از سال ۲۰۲۲، نشاندهنده عملیاتی شدن همکاریهای امنیتی است.
تلاش چین برای ایجاد نظم جایگزین در حوزههای متعددی قابل مشاهده و فراتر از دیپلماسی سنتی است.
منطقه خاکستری (Gray-zone): چین با استفاده از تاکتیکهای منطقه خاکستری، فشار را بر رقبای منطقهای خود افزایش میدهد. نفوذ مکرر و بیسابقه به منطقه شناسایی دفاع هوایی تایوان (بیش از ۳ هزار بار در سال ۲۰۲۴) و اخطار کشتیهای فیلیپینی در دریای چین جنوبی، نمونههایی از این راهبرد برای عادیسازی حضور نظامی و تغییر وضعیت موجود بدون درگیری مستقیم است .
پکن به طور ساختاری در حال به چالش کشیدن سلطه دلار و زیرساختهای مالی غربی است
شواهد متعددی در ماههای اخیر، شتاب گرفتن تلاشهای چین را تأیید میکنند. گزارش ۷۰۰ صفحهای کمیسیون آمریکا-چین در نوامبر ، جامعترین تحلیل از این روند تا به امروز است. گسترش اخیر گروه بریکس (BRICS) با حمایت قاطع چین، این گروه را به سکویی مهم برای پیشبرد دستور کار پکن و صدای "جنوب جهانی" تبدیل کرده است.
در حوزه دیپلماتیک، اعلام آمادگی دونالد ترامپ برای سفر به چین و سفر متقابل شی جینپینگ به آمریکا در سال ۲۰۲۶ میلادی نشاندهنده پذیرش واقعیت جدید قدرت چین توسط بخشی از نخبگان سیاسی غرب است. در نهایت، گسترش همکاریهای نظامی و اقتصادی در چارچوب محور CRINK، از جمله پیمان دفاعی روسیه و کره شمالی و افزایش چشمگیر تجارت دوجانبه، نشان میدهد که این نظم جایگزین از مرحله تئوری به مرحله عملیاتی وارد شده است.
شواهد نشان میدهد چین صرفاً به دنبال اصلاح نظم موجود نیست، بلکه به طور فعال در حال ساخت ساختار موازی با مرکزیت پکن است. این نظم جایگزین، که بر پایههای ابتکار حکمرانی جهانی و اتحاد راهبردی با محور CRINK استوار است، در حوزههای اقتصادی، فناوری، نظامی و دیپلماتیک در حال گسترش است. اگرچه این چشمانداز با چالشهایی مانند نابرابری قدرت در میان متحدان و مقاومت غرب روبروست، اما شتاب اخیر تحولات نشان میدهد که جهان در آستانه یک دوره رقابت شدید میان دو الگوی حکمرانی قرار گرفته است. موفقیت یا شکست این پروژه، نه تنها آینده چین، بلکه ساختار قدرت جهانی در قرن بیست و یکم را تعیین خواهد کرد.